غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

26

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

استخراج نمود و اطبا را گرامى داشته با ايشان در كيفيت مزاج اشيا بحث كرد فريدون بود و ظهور استر را از مخترعات او شمرده‌اند . « 1 » و فريدون چون بر تخت سلطنت نشست آن پوست پاره را كه كاوه در وقت اظهار مخالفت ضحاك بر سر چوب كرده بود و « درفش كاويانى » عبارت از آن است به جواهر قيمتى مرصع گردانيده آن را موجب فتح و نصرت تصور كرده در جميع معارك همراه داشت و بعد از وى سلاطين عجم بدين سنت عمل نمودند و سبب پيدا شدن علم آن بود . در تاريخ گزيده مسطور است كه فريدون افسون نيكو مىدانست و از مار و افعى ترياك جهت دفع زهر او ساخت . از سخنان فريدون است كه : من عدل فى سلطانه استغنى عن اخوانه . و قال : آفة الأمراء سوء السيرة و آفة الوزراء عجب النفس و خبث السريرة . و من كلامه ايضا : الأيام صحايف آجالكم فادعولها احسن اعمالكم يعنى روزگار ، دفتر اعمال و آجال شما است جهد كنيد تا بر وى نيكوترين اعمال خود را بنويسيد يعنى بر بياض روز به اقلام اعمال خيراندوز ، آيات محامد و سور محاسن و مكارم ثابت گردانيد كه آثار آن مدت ممتد از صحايف زمان و اوراق دوران محو و منسى نگردد . منوچهر والى اى خجسته آثار و ملكى فرخنده اطوار بود . نهر فرات را او حفر كرد و آب به عراق آورد و در آن ولايت ، باغات و بساتين جنت آئين ساخت . و نخستين كسى كه به خندق كندن و نقاره زدن صبح و شام اشارت نمود منوچهر بود . از كلمات او است كه الدنيا اشبه شيئى بظل الغمام و حلم النيام دنيا ماننده‌تر چيزى است به سايهء ابر و خواب خفته ، يعنى دنيا مانند سحاب تابستان و خواب نايم بىدوام و بقا است چه اگر چند آدمى در خواب ، به خيال محبوب و وصال مطلوب ، تمتع و لذتى يابد و گمان برد كه آن نعيم مقيم است اما فى الحال به زوال انجامد . و هم او فرمايد كه عفو الملك ابقى لملكه عفو پادشاه از عصيان و گناه نگاه دارنده‌تر شيئى است ملك او را . و ايضا از سخنان او است كه الجند للملك بمنزلة الأجنحة للطّير و الملك الرعية كالرأس للبدن و الروح للجسد يعنى سپاه مر پادشاه را به مثابهء پر و بال است مر مرغ را و

--> ( 1 ) . خر بر ماديان در عهد او جهانيدند تا از ايشان استر آمد ( تاريخ گزيده ص 84 ) .